من دختر روزای تنهایی...

دنیا ارزش وابستگی نداره...

عشقم خداسسسسست...

 

 

 

 

خسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسته ام خدایا....  

قربونت برم تمومش کن دیگه من می خوام بیام پیشت... 

 خدایا از آدمات بیذارم به کی به چی دلم خوش باشه ... 

ناشکری نمیکنم کفر نمیگم فقط یه کلام میگم... 

دل تنگتم خدا... 

 

+ نوشته شده در شنبه یکم آذر 1393ساعت 0:30 توسط نیلوفر ره |

من...

 

 

 

من دختر روزای تنهایی...  

با هر عذاب تازه جنگیدم...  

از غصه ی فردا نگو با من...  

روزای از این بدترم دیدم...  

تا مرز وحشت ، تا جنون رفتم... 

 

از ترس دیوونه شدن کم نیست...  

تو اومدی و من به غیر از تو...  

چیزی به جز تصویر یادم نیست...  

تو اومدی تا فکر روزای...  

تلخ گذشته از سرم وا شه...  

من ضربه خوردم تا قوی تر شم...  

فردای من میتونه زیباشه...   

♫♫♫  

هر اتفاقی که برام افتاد...  

شاید دلیل محکمی داره...  

وقتی ورق برگرده میبینی...  

این زندگی به من بدهکاره...  

این زندگی به من بدهکاره...  

باید منو باور کنی تا عشق...  

سقف امید و آرزو باشه...  

با مرحم دست تو میتونه...  

زخم عمیق من مداوا شه...  

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم آبان 1393ساعت 1:25 توسط نیلوفر ره |